قهرمان ميرزا عين السلطنه
7086
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خانهء عمومى ، اقلا شام و ناهار و شكم خود را سير كند . ايرانى عزت نفس دارد اما گرسنگى است ، كه همه را به كارهاى زشت و ناشايسته بازداشته است . چرا تا قبل از مشروطه كه معاش مردم مرتب و منظم بود اين صحبتها ، اين حرفها ، اين خيانتها ، اين تقلبها ، در بين نبود . فقر و مسكنت آدم را به هزار كار زشت وادار مىكند . تا مملكت ما غنى نشود و راه درست نشود امكان ندارد از اين گفتگوها ، از اين جنگها خلاصى يابد . اوضاع خانوادگى اوضاع خانوادگى ما خوب نيست . آقاى عماد السلطنه بيكار شده جز ماهى يكصد تومان كه حضرت و الا مىدهد و دو دانگ و نيم برزلجين ممر معاشى ندارد . حاجى افخم الدوله به واسطهء دعواهاى عدليه و رعيتى ورامين مقروض شده . من حالم بدتر است و اگر ساعد الدوله اين قسم بخواهد پول بدهد بد اندر بد مىشود . عزيزه خانم آنچه حضرت و الا مىدهد و پسرها كفايت خرج متداولى او را نمىكند . وضع رفعت السلطان نواب عاليه آواره از قزوين شده . رفعت السلطان خمسه امين صلح است . بدتر از همه رئيس عدليهء سابق قزوين با او طرف شده چهارده دوسيهء تقصيرات برايش تهيه كرد . در ادارهء محاكمات امور عدليه تحقيقات شد يك درجه تنزل رتبه دادند . در حالىكه بسا مردم رشوهخور مقصر را هيچ محاكمه نمىكنند ، بلكه ارتقاء رتبه مىدهند . تكليف رفتن يا ماندنش معلوم نيست . يك پسرش خانهء من دو تا خانهء بيگلربيگى عموشان ، دو دختر اينجا و دو [ تا ] قزوين . سايرين هم هريك به درجاتى . مثلا فخر الملك همان قارت و قورت است . معتضد السلطنه از مشهد آواره اينجا بدون مؤونه ، نمىداند چه كند . فقط و فقط نوشيروان ميرزاست كه در لندن راحت است . با همهحال شكر بايد كرد كه مبادا از بد بتر گردد . شبنامهء مجاهدين حمايت دين جمعه دوم ذيقعده ، 17 جوزا - صبح منزل بودم عصر براى آنكه خانهء شعاع الدين ميرزا اميريه و نزديك باغ شاه است به اتفاق افخم الدوله ، اسد اللّه ميرزا ، عباس ، مسعود ، بهبه و سلطان يوسف آنجا رفتيم . اهل خانهء شعاع الدين ميرزا بزرگ و كوچك امامزاده حسن رفته بودند . سركار شريكه سماور حلبى [ را ] آتش [ كرده ] و مشغول خوردن چاى بود كه به ما هم گفت مىخواهيد بريزيد و بخوريد . بعد شبنامهء مجاهدين حمايت دين از